تبليغاتX
تلنگر
اجتماعی - فرهنگی - سیاسی -ورزشی
تمام شد! گویی دیگر شیراز نه شهر فلاسفه است و نه دیار حافظ و سعدی ،نه دیار علما است و نه سرزمین بقاع متبرکه،نه خاستگاه روزنامه نگاری است و نه...
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، مصوبات سومین سفر رئیس جمهور به شهر اصفهان بیش از آن که اصفهانی ها را خوشحال کند شیرازی ها را مغموم و ناراحت کرد!
انتخاب شهر اصفهان به عنوان « پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی » مهر پایانی بود بر تلاش 10 ساله مدیرانی که می خواستند « شیراز » را بر اساس «داشته ها» و «به امید بایسته ها»، « پایتخت فرهنگی » ایران زمین نام گذاری کنند.
قرار گرفتن شیراز در مسیر جاده‌ی شاهی در دوران تمدن هخامنشی و ساسانی، وجود مکتب ادبی شیراز به رهبری سعدی شیرازی و ادامه‌ی آن توسط دیگر شاعر نامدار ایران‌زمین مانند حافظ شیرازی، وجود مکتب فلسفی شیراز در قرن هفتم تا دهم با وجود فلاسفه‌ای چون قطب‌الدین شیرازی، سیدشریف جرجانی و... و نیز مکتب عرفانی شیراز و وجود عرفایی چون محمد بن حفیف شیرازی (شیخ کبیر)، ابومحمد روزبهان بقلی، شاه داعی و... و همچنین به‌وجود آمدن مکتب هنری شیراز با محوریت نقاشی، خوشنویسی و معماری، وجود باغ‌ها، مساجد تاریخی و خانه‌های قدیمی که نشان از هنر معماران شیرازی دارند، داشتن قرآن‌نگاران برجسته‌ای چون میرزا کوچک وصال شیرازی، نصیر شیرازی، محمد کاتب شیرازی و... و البته وجود بقاع متبرکه‌ای مانند بقعه‌ی احمد بن موسی (شاهچراغ) و... و نیز علمای بزرگی چون شیخ مفید، ابوحیان توحیدی شیرازی، شیخ کبیر آیت‌الله میرزای شیرازی، آیت‌الله بهاء‌الدین محلاتی، آیت‌الله سیدنورالدین حسینی هاشمی و آیت‌الله شهید دستغیب، شاید از جمله دلایلی بودند كه سبب شدند، مدیران وقت فرهنگی استان فارس عنوان پایتخت فرهنگی كشور را به شیراز دهند.
«کوروش کمالی سروستانی» مدیر دانشنامه فارس و مدیر پیشین بنیاد فارس شناسی که خود یکی از طراحان عنوان پایتخت فرهنگی برای شهر شیراز بوده است پیش تر به ایسنا گفته بود:اطلاق عنوان پایتخت فرهنگی به شهر شیراز، ایده‌ای در ذهن مدیران فرهنگی شیراز بوده است كه براساس داشته‌ها و به امید بایسته‌ها به‌عنوان راهبرد توسعه‌ی فرهنگی مطرح شد. از سال 1378 تاكنون با برگزاری مراسم و نشست‌های مختلف ملی و بین‌المللی و نیز ایجاد ارتباطات فرهنگی، این عنوان خود را ثبت كرده است.
به اعتقاد وی شهر شیراز در زمینه‌ی فرهنگ الگوساز بوده است. زمانی كه ایده‌ی نامگذاری روزی به نام سعدی و روزی به نام حافظ را مطرح كردیم، در تقویم ایران روزهای فرهنگی وجود نداشتند. این ایده در سال 1376 مطرح شد و در سال‌های 1377 و 1378 بدون هیچ مصوبه‌ی ملی، با شكوه تمام، در شهر شیراز و برخی از شهرهای ایران و جهان برگزار شد و به میمنت همین ابتكار بود كه اكنون 16 روز فرهنگی با نام بزرگان دین، ادب و عرفان در تقویم رسمی كشور ثبت شده‌اند. علاوه بر این، شیراز نخستین شهر كشور است كه روزی به نام آن ثبت شده است و هر ساله در آن برنامه‌های ویژه‌ای به‌عنوان روز شیراز برگزار می‌شوند.
كمالی سروستانی در بیان شایستگی شهر شیراز برای عنوان پایتخت فرهنگی بر این باور است که: جشنواره‌ی فیلم فجر برای نخستین‌بار پس از تهران در شیراز برگزار شد. جشنواره‌ی بین‌المللی آسیا پاسفیك در این زمان برپا شد. نهادهایی مانند مركز حافظ شناسی و سعدی‌شناسی و برگزاری هفته‌های فرهنگ بین‌المللی، حضور استادان بزرگ موسیقی ایران چون استاد شجریان، شهرام ناظری، حسام‌الدین سراج، اركستر سمفونیك ایران، برگزاری بیش از ده برنامه‌ی فرهنگی با همكاری سازمان یونسكو، حضور شاعران، فیلسوفان و هنرمندان جهانی در این شهر مانند هابر ماس و آدونیس، حضور شاعران، نویسندگان و پژوهشگران برجسته‌ی ایران به مناسبت‌های مختلف، برگزاری جشن قرآن، برپایی نمایشگاه‌های قرآن، خوشنویسی و نقاشی ملی و منطقه‌یی، برگزاری سوگواره‌ی تعزیه در سه‌سال پیاپی، برگزاری جشنواره‌ی زنان هنرمند فارس و بسیاری برنامه‌های دیگر در كنار توسعه‌ی موزه‌ها و فضاهای فرهنگی و تاریخی در آن و نیز حضور هنرمندان، شاعران و اندیشمندان شیرازی در كشورهای دیگر، چهره‌ای نسبتا درخور گذشته‌ی این شهر از شیراز ارایه داده‌اند. اگرچه بسیاری كارهای دیگر نیز می‌توانستند سامان یابند و راه‌های نرفته‌ی بسیاری باقی مانده‌اند؛ ولی طبیعی است، اگر ما فقط بنشینیم و گذر عمر را ببینیم، گرهی از كار فروبسته‌ی ما گشوده نخواهد شد.
وی با تاكید بر این‌كه برای همه‌ی شهرهای فرهنگی ـ مذهبی ایران احترام قایل هستیم، ادامه می دهد: ما به همه‌ی شهرهای تاریخی ایران افتخار می‌كنیم و آن‌ها را جزو جدانشدنی فرهنگ ملی و دینی خود می‌دانیم. در این نام گذاری نیز قصد تقسیم كار و تعامل با همه‌ی شهرها و ایرانیان را داشته‌ایم. مگر از نقش مشهد و خراسان در زمینه‌ی ادبیات فارسی با حضور شاعران بزرگی چون فردوسی، عطار و خیام می‌توان چشم پوشید. بی‌تردید همه‌ی ما سفره‌خوار عرفان و ادب آن دیاریم؛ ولی این شهر اكنون به پاس حضور حضرت امام رضا (ع)، شهر مقدس ماست و حضور حضرت‌اش چنان گسترده و درخشان است كه جز شهر مقدس نامی دیگر بر آن نمی‌توان نهاد.
او در پایان گفت: شهر قم به‌گونه‌ای پایتخت معنوی جهان تشییع است و اصفهان در معماری، هنر و مكتب فلسفی سرآمد شهرهای ایران به‌شمار می‌رود. همچنین همدان، كرمان، تبریز، شوش و... هریك به ویژگی‌ها و هنرهایی آراسته‌اند؛ اما به‌نظر می‌آید كه شهر شیراز اگرچه ممكن است، در برخی از مقایسه‌های موردی، داشته‌هایش از دیگر شهرهای ایران‌زمین كمتر باشد، كه هست، اما در جمع داشته‌ها، در حوزه‌ای كه فعلا آن‌را با تسامح حوزه‌ی فرهنگی می‌نامیم، دارای مزیت‌های گسترده‌تر، متنوع‌تر و مؤثرتر بوده است.
به گزارش ایسنا شاید وقتی شورای اسلامی شهر اصفهان در یک صد و نود و یکمین جلسه ی خود با نامگذاری این شهر به عنوان پایتخت فرهنگی جمهوری اسلامی ایران موافقت کرد، باز هم کمتر کسی گمان می برد، این مصوبه در سفر سوم رئیس جمهور به اصفهان نهایی شود. شاید اگر رئیس جمهور در سفرهای استانی خود پیش از اصفهان به فارس و شیراز سفر می کرد این شیرازی ها بودند که گوی سبقت را از همسایه شمالی خود می ربودند،اما اگر حتی فرض را بر این بگیریم که سفر رئیس جمهور به شیراز پیش از اصفهان رخ می داد آیا می توانستیم مصوبه ای را با نام « شیراز پایتخت فرهنگی ایران اسلامی » داشته باشیم؟
به گزارش ایسنا بهمن ماه سال 85 «محمد رضا رضازاده» استاندار فارس در نامه ای به رئیس جمهور خواستار تصویب عنوان «پایتخت فرهنگی ایران» برای شیراز در شورای عالی انقلاب فرهنگی می شود.
او در نامه خود به محمود احمدی نژاد می نویسد: پیشنهاد این عنوان برای شیراز با توجه به زمینه‌ی مساعد و مناسبی که در شیراز وجود دارد، برای توجه جدی به فعالیت‌های فرهنگی در شهر شیراز و پیشگیری از تمرکزگرایی بیمارگونه‌ای است که هم‌اکنون شهر تهران را به حالت انفجار رسانده است.
وی در ادامه نامه خود با بیان اینکه عنوان پایتخت فرهنگی، عنوانی است که سال‌ها به شیراز اطلاق شده می نویسد. در این مختصر، مستندات لازم برای روشن كردن جایگاه فرهنگی شهر شیراز به‌طور کاملا فشرده تقدیم می‌شود.
1ـ امامزاده‌های بزرگواری در شیراز به فضای فرهنگی آن نورافشانی می‌کنند که حضرت شاه‌چراغ (ع) برادر بزرگتر امام رضا (ع)، حضرت سیدمیرمحمد و حضرت سیدعلاءالدین حسین برادران کوچک‌تر ایشان از جمله آنها هستند.
2ـ از همان آغاز ظهور تمدن اسلامی، شیراز محل زیست و بحث و گفت‌وگوی اندیشمندان، علما و عرفای بزرگواری بوده است که محمد بن عثمان بیضاوی مشهور به سیبویه، ابن باکویه ملقب به باباکوهی، عارف و سالک بزرگ عبدالله خفیف مشهور به شیخ کبیر، عارف و فیلسوف نامی شیخ روزبهان بقلی، ارشدالدین نیریزی عالم، فقیه، محدث، مفسر و ادیب که در قرن ششم می‌زیست، استاد سخن سعدی شیرازی، علامه قطب‌الدین شیرازی طبیب بیمارستان مظفری، خواجوی کرمانی، شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، علی بن محمد بن علی الحسینی الجرجانی معروف به علامه جرجانی، مکتبی شیرازی، نظام‌الدین محمود ملقب به داعی الی‌الله متخلص به داعی، صدرالدین دشتکی شیرازی حکیم و فقیه معروف به صدرالدین کبیر و ملقب به صدرالعلما، صدرالحکما، صدرالحقیقه و سیدالحکما، محمد متخلص به اهلی، غیاث‌الدین دشتکی شیرازی، فیلسوف شهیر ملاصدرای شیرازی، میرزا فضل‌الله شریفی حسینی متخلص به خاوری، فتحعلی میرزا خطاط، مذهب و شاعر متخلص به حجاب، میرنظام‌الدین احمد، حاج علی‌اکبر ملقب به نواب و متخلص به بسمل، میرزا سیدعلی، خطاط، طبیب و شاعر متخلص به نیاز مشهور به خوشنویس، میرزا محمد شفیع عالم، ادیب، شاعر، عارف و خطاط، متخلص به وصال، میرزا علی‌اکبر شیرازی متخلص به ندیم، حکیم و شاعر متخلص به قاآنی ملقب به حسان العجم و مجتهد الشعرا، فریدون توکلی، دکتر حمیدی شیرازی و ... مشتی از نمونه خروار هستند.
3ـ دوره‌ی کریم‌خان زند که شیراز را پایتخت قرار دادند، دوره‌ی مهمی از نظر فرهنگی و هنری در تاریخ ایران است. به روایتی او، خود را از جانب علمای وقت وکیل‌الرعایا می‌خواند.
4ـ در دوره‌ی قاجار در شهر شیراز، بناهای ساخته‌شده توسط خاندان‌های قوام‌الملک، نصیرالملک و مشیرالملک گویای هنر و صنعت‌گران بهای این دوران است که ریشه در تاریخ گران‌سنگ این شهر دارند. بیشتر حرکت‌های هنری صدر مشروطه از شیراز شروع شدند.
5ـ لقب مشهور و دایمی شیراز که فقط در تاریخ این شهر وجود دارد، «دار العلم» است.
6ـ نخستین روزنامه‌نگار ایرانی، میرزا صالح شیرازی بود و شیراز همواره بیشترین تعداد نشریات را در سطح شهرهای مختلف کشور به‌جز تهران داشته است.
7ـ نزدیکی شیراز به مراکز مهم فرهنگی جهان در زمان خود یعنی آثار برجسته‌ی پاسارگاد و تخت جمشید مربوط به دوره‌ی هخامنشیان و فیروزآباد و شهر بیشابور در کازرون مربوط به دوره‌ی ساسانیان، به این شهر موقعیت ویژه‌ای داده است که هیچ‌یک از شهرهای ایران آن‌را ندارند.
8ـ در دوران بعد از انقلاب نیز شیراز از شهرهای اثرگذار در زمینه‌ی فرهنگی کشور بوده است. شعار الله‌اکبر در انتهای سخنرانی‌ها از این شهر به دیگر نقاط کشور صادر شد. طرح نخستین جهاد سازندگی در شیراز عملیاتی شد و سپس به دیگر نقاط کشور رفت. طرح آمارگیری روستایی سراسر کشور که نخستین کار منسجم و اثرگذار بعد از انقلاب در زمینه‌ی برنامه‌ریزی بود، در شیراز طراحی و عملیاتی شد.
همه‌ی ویژگی‌های فوق زمینه‌های مساعدی را در شیراز فراهم می‌آورند، تا بتوانیم فعالیت‌های فرهنگی کشور را در آن متمرکز کنیم و از این مکان به تولید فکر و فرهنگ برای سراسر کشور بپردازیم.
با توجه به این توضیح‌ها استدعا دارم، دستور فرمایید، موضوع در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح و عنوان پایتخت فرهنگی برای شهر شیراز به تصویب برسد.

رضازاده همزمان در نامه ای خطاب به« صفار هرندی »وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز خواستار اطلاق عنوان « پایتخت فرهنگی ایران » در شورای عالی انقلاب فرهنگی شد.
در نامه رضازاده خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده بود:
پیرو نامه شماره 21112 مورخ 8/8/85 در مورد عنوان پایتخت فرهنگی، همان‌طور که به استحضار رسید، این عنوان نه برای کسب افتخار بلکه برای نقش‌پذیری و ارائه خدمت در زمینه‌های فرهنگی برای شهر شیراز پیشنهاد شده است.
در ادامه نامه آمده است: این شهر در ظل توجهات امامزاده‌های شریفی چون حضرت شاهچراغ و دیگر امامزادگان بزرگوار علیهم‌السلام و با توجه به پیشنیه ادبی و فرهنگی در دوران اسلامی با توجه به شخصیت‌های برجسته‌ای مانند سعدی، حافظ، سیبویه، شیخ روزبهان، ملاصدرا و غیره و نیز مجاورت با مراکز تمدن‌های هخامنشیان و ساسانی قبل از اسلام و همچنین مراکز حکومت‌های دیلمیان و زندیه بعد از اسلام، می‌تواند در تولید کالاهای فرهنگی برای عرضه به کل کشور از امکانات خویش استفاده كند.
به گزارش ایسنا، استاندار فارس در ادامه نامه‌ی خود به وزیر فرهنگ و ارشاد گفته است: در فرهنگ‌دوستی مردم شهر شیراز همین بس که در نمایشگاه کتاب اخیری که به مدت یک هفته دایر بود، 800 هزار نفر بازدید کننده داشتیم. این شور و شوق و زمینه فرهنگی در ایران بی‌نظیر است و می‌تواند به عنوان یک سرمایه اجتماعی پشتوانه فعالیت‌های فرهنگی کشور گردد.
لذا پیرو درخواست‌های قبلی خواهشمند است فرصتی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ارائه دلائل و ضرورت‌های اطلاق این عنوان به شیراز در نظر بگیرید.

بنابر این گزارش یک ماه پیش آن یعنی در دی ماه سال 85 و در حاشیه اختتامیه ی پنجمین نمایشگاه کتاب شیراز نشست « پایتخت فرهنگی ایران » برگزار می شود و « محمد رضی حدائق » معاون سیاسی استاندار در این نشست عنوان می کند. جای تأسف است که می خواهیم از عنوان شیراز، پایتخت فرهنگی دفاع کنیم، زیرا این موضوع از بدیهی ترین موضوع ها و مصادیق است.
وی در نشست یاد شده ادعا می کند: مکاتبه های زیادی از سوی استانداری برای معرفی شیراز به عنوان پایتخت فرهنگی ایران شده است و این پی گیری ها همچنان ادامه دارد!
اگرچه معاون استاندار فارس و پس از او استاندار این استان مکاتبه های زیادی را با دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند اما سرانجام این مصوبه شورای شهر اصفهان است که در سفر سوم رئیس جمهور نتیجه می دهد تا بسیاری از اهل فرهنگ ایمان بیاورند شورای سوم شهر شیراز بیش از آنکه برای فرهنگ و سابقه فرهنگی این شهر دل بسوزاند به دنبال هیاهو و جنجال های بی فایده سیاسی است.
شورایی که تنها پس از چند ماه از انتخاب شهردارش و هنگامی که هنوز جوهر حکم او خشک نشده بود شهردار را گزینه مناسبی برای اداره شهر ندانستند و هیچ گاه هیچ مصوبه ای را برای عنوان « پایتخت فرهنگی » بودن شیراز نداشتند!
به گزارش ایسنا از شیراز در همان زمان «محمدرضا بذرگر» که سمت ریاست شورای شهر را داشت به ایسنا گفت: متاسفانه اكنون شورای شهر در سیستم مدیریت شهری قرار نمی‌گیرد و فقط مسائل شهرداری را دنبال می‌کند. لذا جایگاهی برای مسائل کلان برای او ندیده‌اند؛ به همین دلیل، پیشنهاد شورای شهر اصفهان نیز اگر پشتوانه‌ی مقامات استان را به‌دنبال نداشته باشد، راه به جایی نخواهد برد. همچنان که بحث پایتخت فرهنگی بودن شیراز نیز تا امروز فقط در حد یک اظهار نظر مقامات محلی بوده و چیزی در سطح ملی تصویب نشده است.
او با اشاره به مصوبه‌ی شورای شهر اصفهان، ادامه داد: ما نیز این مصوبه را می‌توانیم داشته باشیم؛ اما به‌دنبال دعوای بین شهرها نیستیم.
وی اظهار كرد: ما ابتدا باید مسائل فرهنگی استان را حل کنیم و در واقع از خودمان خوب دفاع کنیم، نه این‌که از دیگری انتقاد کنیم؛ البته درحالی‌که اكنون استان فارس دو مدیر فرهنگی خود را در راس دستگاه‌ها ندارد، چگونه می‌خواهد، متولی فرهنگ کشور شود؟
بذرگر با یادآوری این‌که مهم‌ترین مشخصه‌ی شیراز، فرهنگی و ادبی بودن این شهر است، افزود: در شرایطی که برای برنامه‌ریزی در این حوزه به مدیران توانا نیاز داریم، متاسفانه حتا مدیر هم ندارند و این خود باعث لطمه خوردن به عنوان پایتخت فرهنگی می‌تواند شود.

همان زمان محمدرضی حدائق معاون سیاسی و امنیتی استانداری فارس نیز در این رابطه به ایسنا گفت: تاکنون چنین طرحی ازسوی شورای شهر شیراز به استانداری ارایه نشده است. استانداری فارس موضوع را از طریق بنیاد فارس‌شناسی پی‌گیری می‌کند و در این‌باره پیشنهادهایی را نیز مطرح کرده است.
وی با اشاره به مصوبه‌ی شورای شهر اصفهان و معرفی این شهر به‌عنوان پایتخت فرهنگی ایران، اظهار داشت: شهر اصفهان در جایگاه این امر نیست که عنوان پایتخت فرهنگی را از شیراز بگیرد و به‌نظر نمی‌رسد، تصویب این طرح تحت شرایط خاص صورت گرفته باشد و چندان وجهه قانونی ندارد.
او خطاب به شورای شهر شیراز گفت: نیازهای استان فارس باید اولویت‌بندی شوند و شورای شهر شیراز نباید درپی رقابت با شورای شهر اصفهان، نیازهای شهر را فراموش کند، بلکه لازم است، مسائلی مانند اشتغال، صنعت و... را نیز مورد توجه قرار دهد؛ رسیدگی به امور فرهنگی نباید ما را از مسائل دیگر غافل کند.


«سعید زاهد زاهدانی» رئیس وقت بنیاد فارس شناسی نیز در گفت و گویی که همان وقت با ایسنا داشت اظهار کرده بوده : مدتی پیش، یکی از اعضای شورای شهر بحث پایتخت فرهنگی را در صحن شورا مطرح کرد و صورت‌جلسه‌ی آن‌را برای بنیاد فارس‌شناسی فرستاد. ما نیز در حضور شهردار شیراز و معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار فارس این بحث را مطرح کردیم و قرار بر این شد كه شهردار شیراز تمام هزینه‌های طرح پایتخت فرهنگی را تقبل کند و ما نیز به‌عنوان بنیاد فارس‌شناسی در حد مسؤولیت خود پی‌گیر کار باشیم.
او با اشاره به تصمیم شورای شهر اصفهان و ارایه‌ی آن مصوبه در سفر رییس جمهوری به این شهر، اظهار كرد: ما نیز برای سفر رییس جمهور به استان فکرهایی کرده‌ایم و قرار است، در این سفر ابعاد فرهنگی شهر شیراز را به رییس جمهور معرفی كنیم. اقداماتی درحال انجام‌اند، اما متاسفانه ما مثل اصفهانی‌ها آن‌را رسانه‌یی نکردیم.
مدیر بنیاد فارس‌شناسی از تمام دستگاه‌های اجرایی استان خواست، برای تحقق عنوان پایتخت فرهنگی برای شیراز پی‌گیر كنند؛ چراکه در این صورت با توجه به مدارکی که داریم، شیراز را به جایگاه خود خواهیم رساند.

«صمد رجا» معاون استاندار فارس و رئیس کارگروه گردشگر استاندار نیز معتقد است: استان فارس با تاریخ چند هزار ساله اش قابل توجه است و هیچ کجا، جای فارس و شیراز را نمی گیرد؛ اما اگر منظور از این عنوان، دوران نزدیک تر و به عبارتی دوران صفویه است، اصفهان شهری است که در این دوره عصر درخشانی داشته است.
به گزارش ایسنا دکتر «همایون» معاون طرح و برنامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در آیین تودیع و معارفه مدیر کل وقت فرهنگ و ارشاد در سال 85 اهل فرهنگ و ادب بودن و به ویژه اهل شعر بودن را ویژگی بارز و برجسته استان فارس دانسته که در کنار آنها شخصیت بزرگی هم مثل صدرالمتأهلین وجود دارد که در اوج تعقل است، بنابراین شیراز علاوه بر ویژگی شعر و شاعری از نگاه عقل گرا نیز برخوردار است که در کنار آن نیز از عنصر عرفان هم برخوردار است و باید گفت شیراز به ملکوت خیلی نزدیک است!
به گزارش ایسنا «منصور طبیعی» مدیر کل فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در جلسه معارفه خود فارس را در ردیف اول استان های فرهنگی قرار می دهد و می گوید: باید بتوانیم شرایط پایتخت فرهنگی را به معنای واقعی کلمه برای شهر شیراز مهیا کنیم.
به گزارش ایسنا وقتی عزم مسئولین و مقامات فرهنگی فارس برای عنوان « پایتخت فرهنگی » شیراز جزم شد و هنگامی که این عده به مصوبه شورای شهر اصفهان به جهت عنوان یادشده برای این شهر معترض شدند، عباس حاج رسولی ها رئیس وقت شورای شهر اصفهان در واکنش به این اظهارات به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا گفت: ما به عنوان مدیران شهر اصفهان، اصراری بر عنوان پایتخت فرهنگی برای اصفهان نداریم و فقط به هیأت دولت پیشنهاد دادیم، با توجه به ویژگی هایی که این شهر دارد، اصفهان را به عنوان پایتخت فرهنگی تصویب کند؛ اما هیچ ادعایی درباره ی این که حتماً اصفهان به این عنوان دست یابد، نداریم؛ چرا که همه ی شهرهای ایران، تاریخی و دارای غنای فرهنگی هستند و هیچ تفاوتی نمی کند که این عنوان به چه شهری تعلق گیرد، لذا اگر شیراز برای عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب شود، استقبال می کنیم.
به گزارش ایسنا چند ماه پس از این درخواست ها و مصوبه های مسئولین شیراز و اصفهان برای انتخاب شهر خود به عنوان پایتخت فرهنگی، رئیس جمهور در روزهای نخست سال 86 به شیراز سفر کرد اما هیچ اتفاقی برای اطلاق عنوان پایتخت فرهنگی به این شهر رخ نداد و صفار هرندی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد بود عنوان پایتخت ادبی را عنوانی مناسب تر برای شیراز دانست!
به گزارش ایسنا پس از پایان سفر اول رئیس جمهور به فارس و شیراز جمعی از سفرای خارجی مقیم پایتخت به مناسبت یکصدمین سال تأسیس شهرداری شیراز به این شهر سفر کردند و عنوان داشتند « اگر کسی ایران بیاید و به شیراز سفر نکند، بهتر است که ایران نیاید»!
«کریستین تئو دوراسکو» سفیر وقت رومانی در ایران نیز با بیان اینکه بین اصفهان و شهر تاش در رومانی روابط خواهر خواندگی وجود دارد به خبرنگار ایسنا گفت: برای شیراز دشوار است که برنامه ای مشابه داشته باشیم چرا که شیراز شهر عظیمی است و ما باید خیلی تلاش کنیم که در رومانی همتای معتبری برای شیراز پیدا کنیم.
دکتر «هربرت هونزویتس» سفیر وقت آلمان در ایران نیز وقتی در مقابل این پرسش ایسنا قرار گرفت که کدام شهر ایران را برای پایتخت فرهنگی آن مناسب می بینید گفت: شیراز و اصفهان معروف ترین شهرهای ایران هستند اما و برای اینکه بخواهید شیراز را به عنوان پایتخت فرهنگی معرفی کنید، نیاز به یک مؤسسه خیلی قوی دارید که این شهر را در آسیا بیشتر بشناساند تا شاید بتوان حتی شیراز را به عنوان پایتخت فرهنگی آسیا معرفی کنید، مثل کاری که در اروپا انجام می دهند و پایتخت فرهنگی اروچا را به صورت دوره ای انتخاب و معرفی می کنند.
به گزارش ایسنا هیچ کدام از اتفاقات درخواست ها، نشست ها و گفت و گوهای یادشده باعث نشد که شیراز پایتخت فرهنگی نشود حتی در مقطعی جمعی از بانوان فرهنگی و ورزشکار شیرازی با تهیه طوماری مردم را به حضور در تجمع مردمی برای عنوان پایتخت فرهنگی برای این شهر شدند تا در رقابت با همتای اصفهانی خود بازنده از میدان خارج نشوند اما نه این طومار، نه نامه ها و نه شعارها و برنامه های طراحان آن در سال 78 و نه 6 روزنامه یومیه و دیگر رسانه های دیجیتال شیراز و فارس به کار آمد تا اصفهان شهری که همه ی شهرتش را مدیون دوران طلایی صفویه است سرانجام پیروز میدانی باشد که بیش از یک دهه با شیراز رقابت کرد و سرانجام توانست نام پایتخت فرهنگی را برای همیشه مزین به خود کند.
«علی اکبرصفی پور» مدیر بنیاد فارس شناسی در این ارتباط به خبرنگار ایسنا گفت: رقابتی بین اصفهان و شیراز در این رابطه نمی بینم، هرکدام از آنها شاخص های فرهنگی دارند که به نوبه خود عزیز و در خور توجه اوست.
وی خاطرنشان کرد: اصفهان البته شهر کوچکی نیست، جایگاه مهم فرهنگی دارد اما وقتی به تاریخ مراجعه می کنیم با وجود احترامی که برای اصفهان قائل هستیم می بینیم که تاریخ چیز دیگری می گوید و آنچه که مربوط به شکل گیری ایران است با تمدن هخامنشی و ساسانی قوام می یابد که مهد آن در فارس است و اساساً دنیا فارس را مساوی با ایران می داند، ضمن اینکه این مسأله نیز در بعد از اسلام هم ادامه پیدا می کند به طوری که مسجد جامع عتیق از قدیمی ترین مساجد کشور است و اولین حکومت شیعی با گستره جغرافیایی وسیع نیز در زمان آل بویه در فارس شکل می گیرد.
مدیر بنیاد فارس شناسی یادآور شد: شناخت دنیا از شیراز، توأم با شناختی است که از حافظ و سعدی دارند لذا عنوان پایتخت فرهنگی واقعاً برازنده شیراز است و نباید فراموش کنیم که وجود فلاسفه بزرگ اسلامی و مکتب شیراز در بحث فلسفه و نیز وجود مدارس مختلاف اسلامی در این شهر در کنار ادبیات و شعر و عرفان شیراز را برازنده عنوان پایتخت فرهنگی می کند، اگرچه هر آنچه در اصفهان است را نیز کتمان نمی کنیم.
وی افزود: اگرچه صفویه در اردبیل شکل گرفت و بعدها به تبریز و قزوین و اصفهان رفت اما یکی از مقتدرترین سرداران صفوی به نام الله وردی خان در فارس حکومت می کرد و در زمین همین ها است که فرمانروای فارس به جنگ پرتغالی ها می رود، لذا شیراز و فارس در دوره صفوی هم جایگاه و پایگاه خود را دارد.
مدیر بنیاد فارس شناسی در واکنش به انتخاب اصفهان به عنوان « پایتخت فرهنگی » ایران ادامه داد: روز جمعه با استاندار جلسه ای در این رابطه داشتیم و قطعاً اقدامات خود را نیز انجام خواهیم داد. لذا هم استاندار و هم امام جمعه شیراز پی گیر این قضیه هستند و اطمینان داریم که در سفر رئیس جمهور به شیراز خبر خوبی را در این رابطه به مردم خواهیم داد.
آیت الله « اسدالله ایمانی » امام جمعه شیراز نیز در این رابطه به خبرنگار ایسنا گفت: قرار شده با دوستان استانداری دراین رابطه هماهنگی به عمل بیاید، لذا قبل از اینکه آنها اظهار نظر کنند، از اظهارنظر خودداری می کنم اما بنا داریم در این خصوص یک وحدت رویه داشته باشیم، لذا از هرگونه اظهارنظر در این مورد فعلاً خودداری می کنم.
دکتر« سعید زاهد» استاد بخش جامعه شناسی دانشگاه شیراز و مدیر پیشین بنیاد فارس شناسی نیز معتقد است:
با توجه به آمار و اطلاعات موجود، شهر شیراز به‌دلیل نزدیکی به مراکز دو تمدن بزرگ قبل از اسلام یعنی تمدن هخامنشی و ساسانی و وجود بیشترین بقعه‌ی متبرکه نسبت به دیگر شهرها و نیز سابقه‌ی طولانی در امر آموزش در دوره‌ی بعد از اسلام با وجود مدرسه‌هایی مانند مدرسه‌ی منصوریه و مدرسه‌ی خان و نیز داشتن نقش در خیزش هنرهای جدید مانند آینه‌کاری و خاتم‌کاری در دوران مشروطه و بعد از آن و وجود شاعرهای گران‌قدر در طول دوران گذشته و حال، مناسب‌ترین مکان برای تمرکز فعالیت‌های فرهنگی و هنری کشور می‌تواند باشد.
مدیر بنیاد فارس‌شناسی اضافه كرد: پیشنهاد شیرازی‌ها این است که به‌دلیل سابقه‌ی طولانی در امور فرهنگی، شیراز به پایتخت فرهنگی ایران تبدیل و فعالیت‌های فرهنگی در این شهر متمرکز شود. این درخواست نه برای کسب مزیتی فوق شهرهای دیگر است، بلکه فقط برای تسهیل در برنامه‌ریزی پیشنهاد می‌شود.
وی تاکید کرد: این پیشنهاد برای برتری‌جویی نسبت به دیگر شهرها نیست، بلکه برای افزایش توان برنامه‌ریزی غیرمتمرکز شهری در کل کشور است. دیگر شهرهای کشور نیز نسبت به شناسایی امکانات خود براساس تاریخچه‌ی شهر می‌توانند همت گمارند و هر نقشی را که بیشتر مناسب خود می‌دانند برعهده گیرند. در این راستا، شاید فعالیت‌های صنعتی کشور را بیشتر در اصفهان بتوان متمرکز کرد و یا بر هویت تاریخی شهر همدان بیشتر تکیه کرد.
یک فعال فرهنگی نیز که نمی خواست نامش فاش شود به ایسنا گفت:عنوان پایتخت فرهنگی را دولت به شیراز نداده که بخواهد آن را پس بگیرد.این عنوان را پیشینه فرهنگی این شهر، شهروندان شیرازی و اهالی فرهنگ شیراز برای خود برگزیده اند و همچنان باور دارند که شیراز پایتخت فرهنگی ایران بوده،هست و خواهد بود!

گزارش از خبرنگار ایسنا / فرزاد صدری

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 11:57  توسط فرزاد صدری  | 

  وقتی پاییز 1384 دکتر ابراهیم انصاری لاری به عنوان آخرین نماد دولت اصلاحات، ساختمان استانداری فارس را ترک می‏کرد، اصولگرایان استان هلهله کنان(اگر نگوییم با ساز و نقاره) راهی فرودگاه شهید دستغیب شدند تا فرزند با جناق امام جمعه شیراز را بر اریکه سلطنت فارس بنشانند!

 این اتفاق که قهر سردار نجفی فرمانده بسیج فارس را از استان به دنبال داشت باعث شد تکدر خاطر ستاد احمدی نژاد در فارس نیز شد تا همه چیز به کام آیت اله حائری شیرین شود، خاصه اینکه عروس او مدیریت بانوان استانداری را برعهده گرفت و مدیریت اثر گذارترین رسانه (صداوسیما) نیز بر عهده پدر عروس آیت اله گذاشته شد تا نجابت نیز که رابطه فامیلی نزدیک با امام جمعه سابق داشت معاون رادیو شود و البته خواهرزاده او نیز نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی! یکی از افراد معتمد دفتر امام جمعه نیز یک مسئولیت کلیدی در استانداری گرفت تا برخی از سیاسیون عنوان کنند فارس «عروس هزار فامیل» اصولگرایان است!

 مهندس رضازاده در اولین اقدام منازل سازمانی مسوولان استانداری را به باغ مهر جوان تبدیل کرد تا امام جمعه از مامومین خود بخواهد سجده شکر به جای آورند و فامیل او در صداوسیما نیز از این اقدام استاندار به عنوان مبارزه با مظاهر طاغوتی یاد کند!

 جناب استاندار بلافاصله به عنوان قهرمان محبوب اصولگرایان متنفذ معرفی شد و خلاصه دنیا به کام جناب استاندار و حامیانش شد. هنوز اما مدت زمان زیادی سپری شده بود که زمزمه قصه‏ی بی وفایی دنیا شروع شد!

 مدیر سازمان ملی جوانان استان به مجلس راه یافت و تندترین انتقادات را نصیب رئیس دیروز خود در استانداری کرد تا رضازاده صدای نفس های زشت دنیا را نیز حس کند، آنجا که جناب امام جمعه در حضور استاندار خطبه های خود را به انتقاد از موانع سرمایه گذاری در استان اختصاص می‏دهد و تلویحا از جناب رضازاده انتقاد کند که چرا از در مخالفت با پروژه برج تجارت جهانی در آمده است.

 کم کم صدای برخی از نمایندگان استان نیز بلند و بلند تر شد تا امروز که نماینده مردم لارستان استاندار را متهم به روزمرگی می‏کند و او را عامل عقب ماندگی استان می‏داند.

نماینده مردم لار و خنج پا را از این فراتر می‏گذارد و مدیران استاندار فعلی را ناکارآمد و مدیریت  استان را خانوادگی قلمداد می‏کند!

 به ذهن خود فلاش بکی می‏زنم ؛/ 17 مرداد  1385/مکان باغ جهان نما!

 مراسم روز خبرنگار به پایان رسیده و جناب استاندار در ضیافت شام شهرداری با حضور بر میز شام گروه‏های مختلف خبرنگاران به آنها احترام می‏گذارد، خبرنگار اصولگرای صدا و سیما اما به جناب استاندار اعتراض می کند و در ضمن اعتراض خود به رضازاده به تمجید از  انصاری لاری می پردازد...

چند روزی از روز خبرنگار گذشته است و خبرنگاران  محلی با استاندار سابق دیدار می کنند.تقریبا همه آنها از رضازاده گلایه می کنند و از برخورد حذفی او با خبرنگاران می گویند!به دفاع از رضازاده می پردازم و تاکید می کنم که او به خبرنگاران احترام گذاشت و تا کنون با آنها حذفی برخورد نکرده است.سخنان مرا دکتر انصاری لاری نیز تایید و تاکید می کند که زضازاده از استانداران خوب دولت نهم است...

برمی گردم به روزهای اخیر.سخنان این روزهای اصولگرایان و انتقادهای بی پایان آنها از رضازاده،مرا به یاد هلهله و شادی و استقبال بی حد و حصر همین جماعت  از استاندار تازه آن روزهای استان انداخت.بی اختیار یاد این ضرب المثل قدیمی می افتم که :"نو که اومد به بازار،کهنه می شه دل آزار...

بی خیال نوشتن می شوم و با خود فکر می کنم تاریخ معلم خوبی است،تاریخ همیشه معلم خوبی است!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 15:56  توسط فرزاد صدری  |